English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجويي و فرهنگي
رويدادها

عنوان : كتاب «اسلام سیاسی معاصر: در كشاكش هویت و تجدد» توسط سازمان انتشارات دانشگاه مفید منتشر شد.
کد خبر : ۱۸۰۰
تاريخ :
 ۱۳۹۸/۰۲/۱۰ 
ساعت : ۱۲:۳۱:۵۶



كتاب اسلام سياسي معاصر؛ در كشاكش هويت و تجدد، به بازخواني انديشه سياسي مسلمانان از قرن نوزدهم تاكنون مي‌پردازد. نويسنده دو مرحلة زماني را از هم تفكيك مي‌كند: مرحلة اصلاح‌گرايي و مرحلة‌ احياگرايي. ايدة حاكم بر مرحلة نخست، ايدة ترقي يا پيشرفت به سبك اروپايي‌اش بود و ايدة حاكم بر مرحلة دوم مسئلة هويت است كه هنوز هم محوري است. دشوارة حاكم بر مرحلة نخست چگونگي رهايي از ركود و جمود و دست يافتن به نوزايي با هدف رقابت با غرب يا مقاومت در برابر استعمار و امپرياليسم غرب است. در مرحلة دوم بازگشت هويت و ستيز با تهاجم فرهنگي غرب مسئلة محوري است. سير تحول گفتمان اسلامي از اصلاح‌گرايي تا بنيادگرايي و عناصر اصلي اين دو گفتمان از شورا تا خلافت، مقاصد شريعت، مسئلة زن، غرب‌گرايي، غرب‌ستيزي و جهاني‌شدن از محورهاي اصلي مقالات اين كتاب است.

مقدمه نويسنده:

بخش عمده کتابی که در دست دارید ترجمه بخشی از کتاب سیاسیات الاسلام المعاصر (1977-2012) است. این مقالات به بازخوانی تحولاتی می پردازد که اندیشه اسلامی در دو گونه اساسی اش: اصلاحی و احیایی به خود دیده است. عادت من چنین است که مرحله نخست را که از 1850 تا 1940 امتداد داشته است مرحله اصلاح گرایی می دانم و مرحله دوم را که از 1949 تا 2000 ادامه داشته است مرحله احیاگرایی یا بنیاد گرایی.

ایده ای که بر مرحله نخست حاکم بوده است ایده ترقی ( پیشرفت) به سبک اروپایی اش بود. اما در مرحله دوم مساله اساسی مساله هویت است. هنوز هم این مساله اخیر در محور قرار دارد. طبیعی ات که میان این دو مرحله، تداخل و در هم تنیدگی باشد و گاه هر دو ایده ( ترقی و هویت) در اندیشه یک تن ظهور یافته باشد. اما مبنای من در این طبقه بندی وجهه غالب و چارچوب کلی بوده است.

فراوان سید محمد رشید رضا ( 1865-1935) شاگرد عبده را مثال آورده ام که در دوره حیات استادش اصلاح گرا بود و به تدریج و در نتیجه شرایط و اوضاع سیاسی پیش از جنگ اول جهانی و سپس به سبب تمایلات سلفی اش که بر او چیره شد و بر افکار فقهی و سیاسی اش تاثیر نهاد به سمت هویت گرایی تغییر رویکرد داد.

دشواره و دغدغه مرحله نخست این بود که چگونه از رکود و تقلید خارج شویم و از نوزایی غربی یاد بگیریم و با اسلحه خود غرب با او رقابت کنیم و در برابرش مقاومت کنیم تا از وابستگی و استعمار درآییم. در مرحله دوم ایده سنت گرایی یا فرهنگ خودی ملی و اسلامی و چگونگی خروج از سلطه استعمار و تهاجم فرهنگی به مساله محوری تبدیل شد.

در پژوهه نخست کتاب که دکتر مجید مرادی ترجمه کرده است دوره بندی ای از مراحل گفتمان اسلامی و تحولات آن از اصلاح گرای تا سنت گرایی و احیاگرایی تا بنیاد گرایی گسست باور و فروبسته در برابر غرب ارائه شده است.

این تحول و دگرگونی در پژوهه پنجم در باره شورا و چگونگی فهم و بازسیاسی سازی آن از سوی اصلاح گرایان روشن شده است. زیرا احیاگرایان نیز مانند اصلاح گرایان، سنت موروثی را مردود می شمارند اما آنان در عین حال پایه ریزی فرهنگ جدیدشان به سنت گرایی پناه بردند و بدان جا رسیدند که مسایلی را از سنت بازتاویل کنند تا از ان در فرایند پی ریزی نظام اسلامی کامل و دولت اسلامی و سپس خلافت بهره گیرند.

در پژوهه ششم به مسایل زنان پرداخته و کوشیده ام تا توضیخ دهم چرا فقه اصلاحی معتقد است سنت موروثی به زن ستم کرده است و نه شریعت اسلامی، در حالی که اصلاح گرایان گمان می بردند که طن در زیر سلطه غرب از شریعت فراتر رفته است و باید شریعت را دوباره بر او تحمیل کرد!

در پژوهه سوم و چهارم به مفهوم تمدن و مفهوم صلح پرداخته ا م، همراه با خوانشی دقیق از تحولات این دو مفهوم که اهمیتی فراوان دارند، و این که چگونه درک های متفاوتی از این دو مفهوم به تیع تحول روابط مسلمانان با غرب و جهان در نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفت.

 اما در پژوهه دوم به مطالعه جنبش های اسلامی و چگونگی تحول فرهنگ هویت و احیا به فرهنگ حزبی که هدفش اسقاط دولت غرب گراست پرداخته ام.

در پژوهه هفتم که دکتر مرادی برای ترجمه انتخاب کرده است به کاوش در ایده جهان نگری که فیلسوف آلمانی ویلهلم دیلتای بدان باور دارد پرداخته ام و از خلال مرور آثار چهار متفکر مسلمان نشان داده ام که در سایه این جهان نگری، اندیشه اسلامی چه تحولاتی را در طی یک قرن پیموده است.

به این ترتیب از خیر الدین تونسی صاحب اقوم المسالک (1860) تا جلال آل احمد صاحب غرب زدگی گره غرب همچنان دغدغه اساسی سرآمدان اندیشه اسلامی باقی می ماند، همراه با تشابهاتی در دیدگاه ها و فهم ها و اختلاف در نسخه های علاج و راه های برون شد.

در پایان این مقدمه می خواهم از دکتر مجید مرادی برای اقدام به ترجمه این پژوهه ها ارج گذاری کنم. پیش از این نیز در بیست سال گذشته برخی از کارهای دیگرم را ترجمه کرده است. بر این دوستی و اهتمام سپاسگزار او هستم و چنان که مثل عربی یا سخن رایج می گوید: ربَ اخ لک لم تلده امک؛ ای بسا برادری که مادرت نزاده است.

بیروت 1/2/2018

رضوان السید





بازگشت           چاپ چاپ