English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجويي و فرهنگي
رويدادها

عنوان : كتاب «آزادی سیاسی در اسلام: تأملی در آرای قاضی عبدالجبار و امام خمینی (ره)، تالیف جناب آقای دكتر محمود شفیعی، عضو هیأت علمی دپارتمان علوم سیاسی، توسط سازمان انتشارات دانشگاه مفید منتشر شد.
کد خبر : ۱۷۹۹
تاريخ :
 ۱۳۹۸/۰۲/۱۰ 
ساعت : ۱۳:۲۶:۱۷




مقدمه نويسنده: 

اندیشه سیاسی در جهان اسلام اغلب به جای فلسفه و سیاست­ نامه، در قالب مباحث فقهی و کلامی تداوم یافته است. در این میان اندیشه سیاسی شیعه و معتزله، با صبغه­ عقل­گرایی و پذیرش اصل مختار بودن انسان در کارهای خود، با اندیشه­ سیاسی جبرگرا، متعلق به دیگر نحله ­های اسلامی، مرزبندی نموده است. معطوف به نیازهای سیاسی مسلمانان در دنیای امروز، پرداختن به مقوله­ "آزادی سیاسی" از منظر دو متفکر بزرگ شیعه  و معتزله در بستر فقه و کلام به منظور درک و تعمیق فهم عمومی امتناع­ها و اقتضاهای درونی آزادی سیاسی موجود در اندیشه­ پیشینیان که سهم عمده ­ای در شیوهی اندیشیدن ما در وضعیت کنونی داشته اند، ضروری به نظر می رسد.

دو مقوله­ "عقل" و "اختیار" در بحث­های کلامی با تفسیرهای گوناگونی که از آنها به عمل آمده، جایگاه مهمی در اندیشه­ی سیاسی مسلمانان اشغال کرده و مبنای نظریه­های سیاسی دیگر قرار گرفته­اند. اعتبار یا بی اعتباری عقل، در عرض یا در طول نقل، تاثیر مستقیم و غیر مستقیم در پذیرش یا رد آزادی انسان­ در تعیین سرنوشت اجتماعی خود برجای خواهد گذاشت. اعتقاد یا عدم اعتقاد به اختیار ذاتی انسان، ارتباط تنگاتنگی با گرایش به آزادی یا استبداد در عرصه­ی زندگی سیاسی خواهد داشت.

در نوشته حاضر، بنیادهای آزادی سیاسی به این دو مقوله ارجاع داده شده و تفسیرهای امام خمینی و قاضی عبدالجبار در بستر کلام و فقه شیعی و اعتزالی مورد توجه قرار گرفته ­اند. ادعای پژوهش این است که تفسیر شیعه از عقل در وجه کلامی-فقهی به گونه ­ای نیست که بتوان مبتنی بر آن به تاسیس نظامی مردم سالار که در آن آزادی سیاسی تحقق یابد، توفیق یافت. در میان شیعیان، فقیهان اصولیِ عقل­گرا، با وجود این­که عقل را یکی از منبع­ های چهار گانه­ شریعت در نظر گرفته ­اند، تفسیری به غایت کلی-انتزاعی از آن ارایه نموده ­اند و در نتیجه، در مقام عمل هیچ­گاه نمی توان از چنین عقلی در فهم احکام شریعت یا تامل مستقل از شریعت مرتبط با حوزه­ های سیاسی و اجتماعی بهره گرفت. در مقابل، عقل اعتزالی از آن­چنان کارایی و استقلال برخوردار است که در سایه آن نیاز به شریعتِ منقول به مثابه­ یک ضرورت عقلی، برداشته می­شود. انسان عاقل معتزلی قادر است مستقل از شریعت، مسئولیت اجتماعی خود را دریافت کرده و به صورت خود گردان به سامان دادن زندگی اجتماعی بپردازد. در عوض، در عرصه­ فقه و کلام شیعی مقولاتی چون: اصل "اباحه" در مقابل اصل "حظر" اعتزالی، ملاحظه­ "فهم عرفی-عقلانی" در استنباط احکام شریعت، اعتقاد به "خطاپذیری مجتهدان" توجه به اصل "مصلحت" در عمل اجتماعی و مقولات دیگری از این دست، می توانند زمینه­ مناسبی برای به جریان افتادن اراده­ متغیر بشری در عرصه­ بی انتهای تاریخ و جامعه، به وجود آورند. هم­چنین، توجه به این مقولات در حوزه­ سیاست می تواند به تحقق آزادی سیاسی یاری رساند. در مقابل، عموم معتزلی مذهبان بر این عقیده ­اند که انسان مدام درون مسئولیت­های عقلی پیشین قرار گرفته و اصل "محظور بودن" انسان در مقام عمل، امکان به­ کار گیریِ اراده­ آزاد بشر در زندگی سیاسی و اجتماعی را با مشکل جدی روبرو می­سازد.

با طرح آزادی سیاسی متکی بر اصل "اباحه" می توان از مقولات متعدد فقهی چون "بیعت" "امربه معروف و نهی از منکر" و "مشورت"، تفسیرهای تازه­ای هم­اهنگ با حقوق اجتماعی تک ­تک مؤمنان، و بلکه همه شهروندان در یک جامعه­ دینی، در مقابل حاکمان و دیگر صاحبان اقتدار اجتماعی، ارایه نمود. در این چار چوب چنین مفاهیمی، بیان­گر حق دخالت و مشارکت تک ­تک شهروندان جامعه­ دینی در امور اجتماعی است. مشورت وسیله ­ای برای رها شدن مؤمنان از استضعاف تاریخی- اجتماعی است. امر به معروف و نهی از منکر مستلزم داشتن شهروندانی بالغ و عاقل در جامعه است. در فرایند بیعت، بیعت کنندگان درون تعهدهای دو جانبه­ قرار گرفته و مسئولیت یک سویه و حقوق یک جانبه را به مسئولیت­های دو جانبه و حقوق طرفینیِ متقابل تبدیل خواهند نمود. بالاتر از این، آزادی سیاسی تا آن حد امکان گسترش خواهد یافت که در جامعه­ دینی حقوق، قوانین و مقررات مبتنی بر اراده­ های پسین، تنظییم کننده­ زندگی اجتماعی خواهد شد و شکوفایی دایمی و خرد خود-افزاینده را در پی خواهد داشت.

به نظر می آید ترکیبی از اندیشه­ شیعی امام خمینی و اعتزالی قاضی عبدالجبار در زدودن امتناع­ هایِ تحققِ آزادی سیاسی در ایران و بلکه جهان اسلام موثر خواهد بود. عقل­گرایی اعتزالی که امکان تاسیس یک حکومت مبتنی بر خواست جامعه­ی دینی را تسهیل می­نماید و به مردم اجازه می دهد حاکم خود انتخاب کرده را عزل نمایند و اباحه­گرایی در شیعه که امکان تدوین قوانین و مقررات مبتنی بر اراده­ی مردم و نیز نظارت دایمی بر اقدامات صاحبان قدرت را تجویز می­نماید، می توانند زمینه ساز آزادی سیاسی فراگیر در تاسیس و تداوم نظام­های سیاسی گردند. این ترکیب زمانی ممکن خواهد بود که در فرایند گفتگوهای دایمی اندیشه­ دنیا کم نگری و غفلت از پیشرفت مادی در اندیشه­ شیعه را تعدیل نماییم و از این جهت نیز توجه به اندیشه­ سیاسی معتزله که اصالتی مستقل به لذایذ دنیوی داده­اند و آن را درون نظام توحیدی باز تفسیر نموده­اند، راه گشا خواهد بود. در واقع کتاب حاضر با توجه به چنین دغدغه­هایی، پاسخ­های احتمالی و راه­کارهای ممکن  را بررسی می­نماید.

فصل اول کتاب با طرح مباحث مفهومی، واژگانی چون آزادی، معتزله، شیعه و عدلیه را از ابعاد مختلف فلسفی، اخلاقی، عرفانی، حقوقی و سیاسی، ژرف یابی می­نماید. درهمین فصل شخصیت علمی-فرهنگی امام خمینی و قاضی عبدالجبار  معرفی شده ­اند.

فصل دوم به بررسی بنیادهای کلامیِ آزادی سیاسی در اندیشه­ شیعه و معتزله می پردازد و "عقل" و "اختیار" تکوینی بشر را به مثابه اساس آزادی سیاسیِ تشریعی مورد ملاحظه قرار می دهد. در این فصل به طور خاص دیدگاه امام خمینی و قاضی عبدالجبار در این زمینه مورد کنکاش قرار می­گیرد.

فصل سوم نگرش شیعه و معتزله با تاکید بر دیدگاه امام خمینی و قاضی عبدالجبار- به پدیده ­هایی چون "دین" و " دنیا" و تفسیرهای هر کدام از این مقولات را ترسیم می­نماید.

فصل چهارم حدود آزادی سیاسی در اندیشه­ شیعه و معتزله را در قالب چهار مقوله­ " امامت" "بیعت" "مشورت" و "امر به معروف و نهی از منکر" بحث می­کند و دیدگاه دو اندیشمند مذکور را در این زمینه­ ها جستجو می نماید.

فصل پنجم جمع بندی و نتیجه بحث­های فصل­های پیش گفته را در راستای اثبات فرضیه­اصلی همراه با قید و قیودات لازم ارایه می­د­هد.


بازگشت           چاپ چاپ