English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  مرکز رایانه |  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

عنوان : برگزاری سلسله نشست های تخصصی با موضوع «وحدت حوزه و دانشگاه از منظری متفاوت» در دانشگاه مفید
کد خبر : ۱۱۵۹
تاريخ :
 ۱۳۹۴/۰۸/۲۴ 
ساعت : ۹:۳۷:۲۱
به گزارش روابط عمومي دانشگاه مفيد، معاونت دانشجويي و فرهنگی دانشگاه مفید با همکاری معاونت فرهنگی اجتماعی وزارت علوم اقدام به برگزاری سلسله نشستهای تخصصی با موضوع: «وحدت حوزه و دانشگاه از منظری متفاوت (آسیب شناسی، چالش ها، نقدها، افق آینده)» نموده است. 



نشست اول با موضوع «بازخواني نقش دانشگاه هاي ديني و نهادهاي حوزوي در شكل گيري وحدت حوزه و دانشگاه» روز سه شنبه ۱۹ آبان ۹۴ با حضور آيت الله سيدمحمد غروي، حجت الاسلام والمسلمين دكتر مصباحي مقدم و حجت الاسلام والمسلمين دكتر محمدرضا يوسفي برگزار شد. 

حجت الاسلام والمسلمین مصباحی مقدم اظهار داشت: پیشینه طرح این مساله به نگاه حوزه و دانشگاه نسبت به یکدیگر قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد.


او افزود: با توجه به پایه گذاری دانشگاه در زمان رضاخان و نیز پهلوی دوم، فضای عمومی به گونه ای بود که ارج و اهمیتی برای حوزه ها قائل نبودند؛ به ندرت کسانی در دانشگاه پیدا می شدند که به دین پایبند باشند و معدود افراد واقعا در مسجد دانشگاه تهران حضور یافته و نماز می خواندند لذا نگاه آنها به دین و حوزه ها مثبت نبود.

نماینده مجلس شورای اسلامی بیان کرد: از سوی دیگر حوزه ها هم نسبت به دانشگاه و اساتید دانشگاه نگاه مثبت نداشتند؛ خیلی از حوزویان، دانشگاه را رقیب خود در تربیت نسل جوان ایرانی می دانستند و معتقد بودند که اساتید، دانشگاه را به سمت مادی گرایی سوق می دهند.

او با تصریح به اینکه دانشگاه در آن زمان جولانگاه گروههای چپ مارکسیستی بود، ابراز داشت: این نگاه متقابل گاهی خود را در منابر و سخنرانی ها نشان می داد. مرحوم دکتر شریعتی، دین را می پسندد و مطرح می کند اما به روحانیت که می رسد با تندی برخورد می کند.

مصباحی مقدم با ذکر این مطلب که این نوع نگرش حوزویان و دانشگاهیان نسبت به یکدیگر مانع پیشرفت انقلاب اسلامی بود، گفت: امام خمینی(ره) قبل از پیروزی انقلاب پیام دادند و نسبت به این زاویه دید متقابل رهنمودهایی کردند و فرمود این نگرش باید اصلاح شده و تغییر کند.

او ادامه داد: در جریان انقلاب، فضلا و اساتید حوزه و دانشجویان و اساتید دانشگاه پیشتاز شدند و این حرکت سبب پیروزی شد بنابراین انقلاب اسلامی محصول تقریب بین حوزه و دانشگاه بود و البته ملت ما به طور عمده تحت تاثیر رهبری امام خمینی بودند و البته بخش زیادی از نسل جوان ما تحت تاثیر جریان غالب بر دانشگاهها بود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه با وجود همه بحث و جدلها بین این دو قشر، بر روی ضرورت انقلاب توافق شد، گفت: بعد از پیروزی انقلاب، اختلافاتی بین دو قشر مجددا بروز کرد و لذا امام خمینی(ره) مساله وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح کردند و شهادت آیت الله دکتر مفتح موجب شد که 27 آذر روز وحدت حوزه و دانشگاه اعلام شود.

او با بیان اینکه امام راحل در جهت ترمیم رابطه بین حوزه و دانشگاه با جدیت تلاش کردند، افزود: ما از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد حضور برخی اساتید حوزه در دانشگاهها بودیم که نماد آن بخش آموزشی موسسه در راه حق بود.

مصباحی مقدم ادامه داد: بعد از انقلاب نیز بسیاری از حوزیان برای آموزش معارف اسلامی به سوی دانشگاهها گسیل شدند و به نوبه خود سبب شکل گیری دفتر همکاری حوزه و دانشگاه شد که تدوین کتاب مشترک بین این دو نهاد مهمترین گام اساسی آن بود.

او وحدت حوزه و دانشگاه را به معنای واحدبودن مبانی این دو نهاد دانست و گفت: وحدت حوزه و دانشگاه به معنای ادغام یکی در دیگری نیست ولی اساس کار این است که حوزه و دانشگاه دو مجموعه از علوم را موضوع کار خود قرار دادند؛ حوزه به طور عمده علوم دینی و دانشگاه به طور عمده علوم دنیای مردم را تامین می کنند که در برخی موارد، هم پوشانی دارند.

نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه خدمت رسانی فصل مشترک حوزه و دانشگاه است، افزود: براساس تاریخ شکل گیری و واقعیتها، نشات و خاستگاه این دو نهاد با یکدیگر متفاوت است؛ دانشگاه در دوره رضاخان براساس وام گرفتن از اندیشه غربی شکل گرفت اما حوزه ها براساس محوریت خداوند در عرصه هستی و زندگی بشر شکل گرفت.

او با اشاره به ناسازگاری مبانی دو نهاد حوزه و دانشگاه گفت: فعالیتهایی که در راستای نزدیکتر کردن این دو نهاد انجام گرفته، توانسته آن فضای تضاد اساسی و بنیانی را تغییر داده و فضای بینانی را به وجود بیاورد.

مصباحی مقدم رسیدن به وحدت حوزه و دانشگاه را به معنای وحدت مبانی و آموزه های اساسی دانست و بیان کرد: این مساله به نوبه خود بر روی دانش و تربیت و خروجی های این دو نهاد تاثیر خواهد گذاشت.

او تصریح کرد: فضای عمومی جامعه نسبت به تعامل و تقریب حوزه و دانشگاه مثبت است که امیدواریم این نگرش همچنان ادامه داشته باشد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان در مورد وحدت حوزه و دانشگاه بیان کرد: آنچه که طراحی شد، طراحی حوزه برای دانشگاه نبود بلکه طراحی ترکیبی از اساتید حوزه برای زیرساختهای فکری دانشگاه بود؛ بخشی از اساتید ما متدین و مومن بوده و اسلام را دین جامعی می دانند که دنیا و آخرت  انسان را پوشش می دهد.

او با بیان اینکه اسلام به شدت علم را حمایت می کند، افزود: ما 4000 روایت از پیامبر(ص) و اهل بیت او در زمینه علم آموزی داریم.

مصباحی مقدم با بیان اینکه ترکیب ستاد انقلاب فرهنگی بیشتر اساتید دین باور دانشگاه بود، گفت: این اساتید آمدند باورهای خود را به کمک برخی اساتید حوزه در قالب انقلاب فرهنگی و اصلاح سرفصلهای دروس دانشگاهی دنبال کردند و لذا حوزه به معنای حوزه نقشی در این میان نداشت به دیگر سخن، اصلا سخن از سلطه حوزه بر دانشگاه نبوده و چنین برداشتی را قابل قبول نمی دانیم.

نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سئوال دیگری بیان کرد: منظور از وحدت مبانی حوزه و دانشگاه این است که این دو نهاد مبنای دینی داشته باشند یعنی بپذیریم علوم را برمبنای ربوبیت الهی قرار دهیم لذا پایه علوم انسانی باید تغییر کرده و خدامحور شود.

آيت الله سیدمحمد غروی اظهار داشت: انقلاب اسلامی نقش مهمی در تغییر نگرش حوزویان و دانشگاهیان داشت و به نوبه خود سبب پی ریزی حرکت مشترکی توسط این دو نهاد شد.



او با اشاره به وضعیت داخلی دانشگاهها بعد از انقلاب گفت: با توجه به جریاناتی که در دانشگاه وجود داشت، این مرکز علمی برای مدتی تعطیل و ستاد انقلاب فرهنگی شکل گرفت و بنا شد دانشگاهها اسلامی شود.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: برخی اعضای ستاد تلقی شان این بود که اگر اساتید متدینی در دانشگاه باشند و این درسها هم وارد دانشگاه شود و چنین رابطه ای بین حوزه و دانشگاه برقرار شود، زمینه ای برای ایجاد تحول در دانشگاهها خواهد شد اما برخی دیگر از اعضای ستاد معتقد بودند نمی توان در رابطه با علوم انسانی بی تفاوت بود و باید کارهای جدی انجام گیرد لذا برای حل اختلاف، نزد امام راحل رفتیم و ایشان، کار را به حوزه احاله دادند.

او با اشاره به نقش آیت الله مصباح یزدی در مدیریت نشستها و سمینارهایی که اوایل پیروزی انقلاب برای ایجاد تحول در علوم انسانی دانشگاهها صورت گرفت، گفت: آیت الله مصباح یزدی ظرفیت علمی بسیار وسیع و گسترده در تمام این علوم دارد.

آيت الله غروی با بیان اینکه «سمت» ظرفیت خوبی در زمینه علوم انسانی دارد، ابراز داشت: علمی ترین رشته در دانشگاه، روانشناسی است و ما می توانیم روانشناسی اسلامی داشته باشیم و نقائص موجود روانشناسی موجود را برطرف سازیم.

او تعامل حوزه و دانشگاه را در زمان کنونی از برکت انقلاب اسلامی دانست و گفت: اگر دنیا بی ارتباط به آخرت نیست و اگر اسلام بعد دنیوی و بعد اخروی دارد و اگر حوزه و دانشگاه هرکدام به بخشی می پردازند اما باید در تعامل باشند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه کماکان با دانشگاه ارتباط داریم، افزود: این همه ارزشهایی است که انقلاب اسلامی آورده است.

او در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان بیان کرد: حوزه چیزی کم نداره و لذا نیازی به دست اندازی به دانشگاه ندارد و حرکتهایی که در زمینه اصلاح سرفصلها صورت گرفته با نظر اساتید دانشگاه بود.

غروی ادامه داد: اگر کسی گمان کند و این تفکر را داشته باشد که علم ضرورتا سکولار است درواقع علم را نفهمیده است؛ علم کشف قوانین طبیعت است و برخی کشف قوانین رفتاری است.

او ابراز داشت: علم مساوی سکولار نیست وقتی می بینیم علوم انسانی به گونه دیگر رقم خورده و محصول تحلیلهای فکری است و جریانات مختلفی را در علوم انسانی به وجود آورده است، وظیفه داریم ورود پیدا کنیم والَا اگر علم در مسیر خود و چارچوب خود حرکت کند، اعتبار دارد و کسی آن را زیرسئوال نمی برد.

دبیر دوم شورایعالی حوزه های علمیه کشور تصریح کرد: علم ضرورتا سکولار نیست و آموزه های دینی سبب غنای این علوم شده است.

او با بیان اینکه حوزه به کمک دانشگاه آمد؛ عنوان کرد: اینگونه نیست که حوزه و دانشگاه را مقابل هم بدانیم گرچه در هردو صنف کسانی هستند که دچار افراط شدند و تند فکر می کنند.



نشست دوم با موضوع چالش هاي نظري وحدت حوزه و دانشگاه» با حضور: آیت الله حسن آقانظری، دکتر سیدعباس موسویان، دکتر مجید رضایی و دکتر ناصر الهی روز یکشنبه  ۲۴  آبان  ۹۴ در دانشگاه مفيد برگزار شد. 

حجت الاسلام مجید رضایی عضو هیات علمی دانشگاه مفید که دبیری این نشست را برعهده داشت در سخنانی به تحولات در اروپا و درگیری میان دانشمندان و کلیسا اشاره و بیان کرد: در پی افزایش تضاد بین این دو قشر، به تدریج تحولاتی در اروپا رخ داد و علم جهت یابی جدیدی پیدا کرد و این مساله سبب درگیری دو نهاد علم و دین شد تا زمانیکه برخی اصحاب کلیسا که بخشی از افراد جامعه را که نگاه دیگری به این دو مقوله داشتند را قلع و قمع کردند.




او افزود: بتدریج این کشورها تلاش علمی گسترده ای را آغاز و پیشرفت کردند و دین تنها محدود به ایام تعطیل شد؛ از سوی دیگر در کشورهای اسلامی شاهد افول علم و دانش هستیم و در ایران و به ویژه بعد از دوران صفویه، فاصله ما با کشورهای غربی خیلی زیاد شد.

استاد دانشگاه مفید بیان کرد: در دوره های مشروطه به بعد فعالیتهایی شکل گرفت که در پی آن، دو اختلاف نظر پیدا شد و این دغدغه به وجود آمد که آیا بین علم و دین می توان وحدت برقرار کرد بنابراین  نمی توان گفت این تلاشها محدود به سالیان اخیر است بلکه تاریخ آن را در دورانهای دیگر باید جستجو کرد.

او با بیان اینکه در بین این دو نهاد، کسانی پیدا می شدند که یکدیگر را نمی پذیرفتند؛ افزود: کسانی که فکورتر بودند به این نتیجه رسیدند که نمی توان یک تنه برای کشف حقایق تلاش کرد و به نتیجه رسید لذا شخصیتی چون امام موسی صدر را می بینیم که علاوه بر حوزه در دانشگاه هم درس می خواند درحالیکه چهره کاملا شناخته شده در حوزه بود.

رضایی تصریح کرد: اصولا دو جریان در حوزه برخی با حضور مستقیم در دانشگاه و حضور در کلاس درس این راه را ادامه دادند اما گروهی هم مطالعات را پیگیری کردند که این جریانات قبل از انقلاب اتفاق افتاد.

او ادامه داد: بعد از انقلاب امام خمینی در تقارب این دو نهاد نقش مهمی دارد ولی مساله اساسی این نبود که هردو نهاد حوزه و دانشگاه در ساقط کردن نظام فاسد باهم همکاری کنند بلکه مباحث عمیق تر و ریشه دارتر از این بود.

این استاد دانشگاه در عین حال گفت: وحدت بین حوزویان و مهندسین وحدت اصیل نیست گرچه در اقداماتی که برای کشور مهم نیست می توانند با یکدیگر همکاری کنند اما مساله علوم انسانی مهم است چون دو گروه حوزه و دانشگاه با نگاهی متفاوت به این علم نگاه می کردند و مبانی متفاوتی داشتند. اینجا بود که بحث وحدت بین حوزه و دانشگاه به صورت جدی مطرح شد.

در ادامه این نشست، آیت الله آقانظری طی سخنانی بیان کرد: ما به یاد دارم مردم متدین وقتی می خواستند فرزندان خود را به حوزه بفرستند می گفتند علوم قدیمه یاد بگیرند که در مقابل آن واژه علوم جدید بود به این معنا که کسی که می خواست علوم قدیمه را یاد بگیرد به حوزه و کسانی که می خواستند علوم جدید یاد بگیرند به دانشگاه می رفتند.



او با بیان اینکه بعد از انقلاب دم از وحدت حوزه و دانشگاه زدیم درحالیکه هرکدام فضای خود را داشتند؛ گفت: وحدت حوزه و دانشگاه لایه های مختلفی دارد؛ یک لایه وحدت این است که حوزه برود دانشگاه و دانشگاهیان را توصیه به نماز کند که این سطح نازل و بی ریشه ای است.  

استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: یک سطح دیگر این است که برخی رشته های علوم انسانی موضوعاتی دارند که برخی از این موضوعات را حوزویان هم خوانده اند و لذا در حوزه علوم انسانی می توانند تاثیرگذار باشند که ساده ترین مثال، مساله تورم است.

او تصریح کرد: یکی از مشکلات جدی ما در حوزه این است که اقتصاد، اطلاعات عمومی تلقی می شود درحالیکه اگر اقتصاد موضوع سهلی بود این همه مشکلات اقتصادی در جهان نبود.

آقانظری گفت: ما در علوم انسانی به دانشگاه احتیاج داریم و دانشگاه هم به ما احتیاج دارد به این معنا که نیازمند همکاری علمی هستیم. در نتیجه وقتی این اندیشه، غنی، روش مند و عالم پسند می شود رشته های علوم انسانی تبدیل به  میان رشته می شوند و آن زمان است که کاربرد پیدا می کند.

او به عنوان نمونه به علم روانشناسی و کاربرد آن در جامعه اشاره کرد و بیان داشت: امروز روزی نیست که مخاطب را نشناخته و حرف بزنیم بلکه باید مخاطب را شناخت تا بتوان با او سخن گفت و تاثیرگذار بود.

این استاد اخلاق گفت: یکی از ابعاد وحدت حوزه و دانشگاه می توانست این باشد که علوم اسلامی را در دانشگاهها برای تدریس می بردیم و از آن سو هم حوزویان از علوم دانشگاهی بهره می بردند و به عنوان درس اختیاری برای طلاب مطرح می کردیم.

او در عین حال بیان کرد:ما دانشگاه را با همه قداست آن قبول داریم اما باید به این نکته هم اذعان کرد که دانشگاه از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد بریده شده است و این مشکل در علوم انسانی بیشتر ملموس است؛ تنها رشته دانشگاهی که با متن جامعه در ارتباطند رشته های پزشکی هستند بر این اساس، متدولوژی بحث جدی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

طراحی نظام اقتصادی ایده آل در گرو همکاری حوزه و دانشگاه است

همچنین حجت الاسلام دکتر سیدعباس موسویان عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سخنانی گفت: بعد از انقلاب، نمادهای برجسته ای در این زمینه گذاشته شد که مهمترین آن دانشگاه مفید، دانشگاه امام صادق و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است.



او افزود: وحدت حوزه و دانشگاه را در چندسطح می توان مطرح کرد؛ یک وقت هدف از وحدت، تعامل دو نهاد است همانطور که حوزویان در مسائل پزشکی، ساخت و ساز و... به علوم جدید نیاز دارند از آن سو هم دانشگاهیان در پیداکردن بینش جدید و راه و رسم زندگی به حوزویان نیاز دارند و لذا هرچه در تعامل باشند بهتر می توانند نیازهای یکدیگر را تامین کنند.

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: یک سطح دیگر وحدت در پیگیری حقوق سیاسی و اجتماعی است. همانطور که افراد مختلف جامعه با دانشهای مختلف در امور اجتماعی دور هم نشسته و به وجودآورنده نهاد اجتماعی و ارائه دهنده خدمات منسجمی هستند، این هم می تواند موضوع وحدت باشد.

او تصریح کرد: آنچه که امام در وحدت بین این دو نهاد دنبال می کرد، بحث محتواست. مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه در به وجود آوردن محتوای مشترکی است که بیشتر در حوزه علوم انسانی ارتباط پیدا می کند.

موسویان ابراز داشت: در علوم انسانی به ویژه در رشته اقتصاد، تقریبا مرزبندی ها روشن است گاهی از دوطرف افراط و تفریط زیاد می شود اما کسانی که منصفانه نگاه می کنند و مطالعات شفاف و دقیقی دارند می بینیم حرفهایشان آنجا که از منظر شریعت حرف می زنند روشن و شفاف است و آنجا که از منظر دانش اقتصاد حرف می زنند روشن و شفاف است اما کسانی که از آموزه های اسلام در حوزه اقتصاد آگاهی لازم ندارند و در حوزه نظام اقتصادی خاصی هستند همه آموزه های اقتصاد را علمی دانسته و نیازی به آموزه های دینی در حوزه اقتصاد نمی بینند.

او با بیان اینکه شهید صدر اسلام را  مذهب اقتصادی می داند، گفت: او می خواهد چارچوبهای رفتاری را در حوزه اقتصاد مطرح می کند اما دانش اقتصاد علم خاصی است که  می تواند بعد از عملیاتی شدن این چارچوبها، مورد مطالعه متفکرین علم اقتصاد قرار گیرد.

این دانش آموخته دانشگاه مفید و عضو شورای فقهی بانک مرکزی تصریح کرد: ما در نظام سازی اقتصادی هم به متخصصین حوزوی که اقتصاد را فهمیده باشند نیاز داریم تا چارچوبهای مذهبی و مکتبی را به صورت شفاف ارائه دهند و هم به دانشگاهیان که موازین علمی اقتصاد و یافته های علم اقتصاد را خوب به ما ارائه دهند نیاز داریم تا بتوانیم نظام اقتصادی خوبی طراحی کنیم؛ نظامی که رفتارها الهام گرفته از مکتب اقتصادی طراحی شود.

او ادامه داد: بنابراین در حوزه علوم انسانی اسلامی باید به صورت مشخص مقداری که دین ماموریت و هدف دارد به خوبی بگیریم و از سوی دیگر دانش را هم بگیریم تا بتوانیم در نظام سازی مورد استفاده قرار دهیم.

موسویان اگر ما مشی بزرگانی چون مرحوم علامه را دنبال کرده و جایگاه دین و علوم اسلامی و انسانی را خوب ترسیم کنیم به طراحی نظام اقتصادی ایده آل خواهیم رسید.

فضای علمی لازم در دانشگاهها برای ایجاد مکتبهای متنوع اقتصادی آنچنان باز نیست

دکتر ناصر الهی در سخنانی بیان کرد: وحدت حوزه و دانشگاه وحدت ارگانیک است و باید قبول کرد که هردو نهاد اصیل و ریشه دار و حتمی در جامعه هستند اما باید کارکردشان در سیستم نظام مند به گونه ای باشد که تعامل خوبی برای رسیدن به اهداف آرمانی داشته باشند.

او ادامه داد: در این زمینه چالشهایی درباره فرآیند مطرح است؛ یکی از این چالشها این است که ما کاملا برخلاف روندی که در عصر روشنگری به وجود آمده، عمل کردیم یعنی در عصر روشنگری جامعه به این جمعبندی رسید که تعدد به وجود اورده و خود را در چارچوب منطق قرار ندهیم بلکه سعی کنیم منابع دیگری به دست بیاوریم در حالیکه در وحدت حوزه و دانشگاه به جای تکثرداشتن به سمت تک منبعی رفته و علوم اجتماعی را از طریق متدلوژی حاکم بر تشریع خواستیم به دست بیاوریم.

استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه در قرآن کریم، تعدد مورد اشاره قرار گرفته است به آیات آفاقی و انفسی و هدایتی در قرآن اشاره گرده و گفت: خداوند تاکید کرده که به هردو کتاب دیگر یعنی تورات و انجیل هم توجه داشته باشیم چون درست است که یک فرآیند واحدی بر هرسه کتاب حاکم است و در سوره اعلی این مساله عنوان شده است اما در عین حال هریک از حوزه ها متدولوژی خود را دارد.



او در عین حال گفت: در فرآیند، فضای علمی لازم در دانشگاهها برای ایجاد مکتبهای متنوع اقتصادی آنچنان باز نیست و حریت اندیشه و تکثر به اندازه کافی وجود ندارد که ما بگوئیم نگاههای متعددی به قضیه داشته باشیم کمااینکه بحرانهایی که در دیگر کشورها به وجود آمده براثر تعدد نگاهها و نقدها به یکدیگر است.

الهی با بیان اینکه متاسفانه دو قشر فرهیخته ما حالت تکصدایی پیدا کرده اند در حالیکه این هیچ ربطی به ایده وحدت حوزه و دانشگاه ندارد گفت: کشورهای دیگر ارتباط قویتری بین بخش مالی و بخش حقیقی به وجود آوردند در حالیکه شعار ما از روز اول این بوده که دلیل حرمت ربا این است که می بایست بخش حقیقی و مالی را به هم پیوند بزنیم. از سوی دیگر می بینیم ارتباط حقیقی بیشتری وجود دارد و پیامدها در این کشورها به دیدگاه اسلام نزدیکتر است گرچه خود را پایبند به اسلام نمی دانند.

او با طرح این سئوال که چرا ما از نظر عملکردی به دین عمل نکردیم و چرا دانشگاهها پیگیر حل بحرانها نیستند؟ خاطرنشان کرد: یکی از دلایل آن این است که دو مشکل تکثر و حریت اندیشه را نتوانستیم در دانشگاه دنبال کنیم.

در پایان این جلسه اساتید به سئوالات حاضران در نشست پاسخ دادند.


به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، سومين نشست «وحدت حوزه و دانشگاه از منظری متفاوت دستاوردها، چالش ها، افق پیش رو » با حضــور: دکتر محمود تقی زاده داوری (دکترای تخصصی فلسفه اجتماع از دانشگاه منچستر انگلستان و دانشیار دانشگاه قم)، حجت الاسلام و المسلمین عماد (معاون محترم پژوهشی حوزه های علمیه)، دکترمحمد فنایی اشکوری (دکترای تخصصی فلسفه دین از دانشگاه مک گیل کانادا و دانشیار مؤسسه امام خمینی (ره)، دکترسید علی میرموسوی (دکترای تخصصی علوم سیاسی از دانشگاه تهران و استادیار دانشگاه مفید)، روز شنبه ۳۰ آبان ۹۴ در دانشگاه مفيد برگزار شد.
 


حجت الاسلام والمسلمین عماد معاون پژوهش حوزه های علمیه ایران در این نشست اظهار داشت: در بحث بررسی ایده وحدت حوزه و دانشگاه باید این نکته را مدنظر قرار داد که این ایده در چه شرایطی در جامعه ما شکل گرفت چون در این مرز و بوم طی چند دهه این ندا بلند بود که حوزه و دانشگاه یکدیگر را نفی کنند.



او با بیان اینکه حوزه، دانشگاه را در جهت هدم یکسری ارزشها و دانشگاه، حوزه را در جهت مخالفت با پیشرفت و ترقی خواهی تلقی می کرد، ابراز کرد: با این همه، شرایط پیش آمده توسط جمعی از اندیشمندان تا حد زیادی زمینه ارتباط میان فارغ التحصیلان و دانش آموختگان حوزه و دانشگاه را فراهم کرد و جمعی از دانش آموختگان حوزه به عرصه دانشگاه آمده و جمعی از دانش آموختگان دانشگاه به عرصه مطالعات اسلامی روی آوردند و دهه ۳۰ فرصتی را فراهم کرد که آهنگ وحدت حوزه و دانشگاه مطرح شد.معاون پژوهش حوزه های علمیه ایران در عین حال تاکید کرد: تمام مطالبات این شعار باید با توجه به همان عناصر محیطی و زمانی باید تحلیل شود و لذا هرگز یکسان سازی دو نظام و ادغام شدن این دو نهاد در نگاه کسانی که این وحدت را طرح و پایه گذاری کردند، مدنظر نبوده است.او در ادامه عنوان کرد: ما تابحال بحثهای بسیاری در مورد حوزه های فلسفی و ضرورت کار داشتیم و اجمالا تعاملات میان این دو نهاد تحقق پیدا کرده و اجمالا توفیقاتی در این زمینه هم حاصل شده است اما به گمانم، بخشهایی از جامعه علمی و فرهنگی این مرز و بوم هستیم که همه ما با مسائل مشترکی مواجهیم و چه شریعت و چه دانش معاصر به ما آموخته است که هیچ مساله ای تک ضلعی نیست و دارای ابعاد مختلفی است.عماد ابراز داشت: هریک از کلان مساله هایی که در جهان به بحران تبدیل شده است یا از مسائلی که مسائل کلیدی حیات بشر را تشکیل می دهد با همه ریزمساله هایی که در ذیل آن تشکیل می شوند، مساله یک دانش نیستند بلکه مجموعه نهاد دانش هستند و لذا با مساله نهاد دانش، نهاد دانش باید برخورد کند.او تصریح کرد: ما امروز با دهها مساله بزرگ در مدیریت اجتماعی و راهبری انسان مواجهیم که مساله یک عرصه دانش نیستند؛ نشستن برخی اضلاع دانش بر میز حل مساله به تنهایی به یک راه حل جدی و دارای نتیجه روشن منتهی نمی شود لذا ما از این جهت که امروز در حل مسائل مختلف جامعه نقش ایفا می کنیم باید همکاری و هماهنگی حداکثری ممکن در راستای مشارکت جدی همه نهادهای موثر در عرصه تولید دانش و فناوری و فرهنگ برای پاسخگویی به سئوالات به وجود آید.معاون پژوهش حوزه های علمیه ایران با بیان اینکه امروز در خیلی کشورهای پیشرفته علوم انسانی و علوم اجتماعی جزو کلیدی ترین دانشهای پایه محسوب می شود؛ گفت: اگر ما فرآیندهای حاکم بر جریان نهاد دانش، فرهنگ و فناوری در کشور را بازخوانی کنیم، حضور حداکثری همه بازیگران و ذینفعان را شناسایی کرده و پای کار بیاوریم در این صورت وحدت نهاد حوزه و دانشگاه محقق خواهد شد.او خاطرنشان کرد: باید فرآیندهای موثر در جریان تولید دانش در عرصه های مختلف اعم از تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرا و برنامه ریزی و پایش در تولید و نشر و کاربست دانش تعریف شود و از سوی دیگر بازیگران صحنه با ظرفیتهایشان درست شناخته شوند و هریک از عناصر و بازیگران به موقع ایفای نقش کنند، این وحدت شکل خواهد گرفت والا در حوزه مباحث نظری باقی خواهد ماند.عماد با بیان اینکه ما در شرایط متفاوت از دهه 60 قرار گرفتیم یعنی در شرایطی هستیم که حکومت منبعث از اراده ملت شکل گرفته و در عرصه نهادسازی پیشرفتهای خوبی داشته است، گفت: حوزه و دانشگاه دو نهاد علم، فرهنگ و تعلیم و تربیت هستند و اسناد بالادستی بسیاری هم در کشور تولید شده که مبنا هستند.او تصریح کرد: مشکل اصلی، ضعف ما در مدیریت، سیاستگذاری و راهبرد جریان تولید دانش و فرهنگ در کشور است که همچنان این مساله برزمین مانده است.معاون پژوهش حوزه های علمیه ایران با بیان اینکه دانشها به لحاظ روش شناسی با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند، افزود: وحدت حوزه و دانشگاه می خواهد به ما بگوید که ما در این مملکت باید یک نهاد علم و فرهنگ و تربیت داشته باشیم بنابراین باید این را بررسی کرد که چرا در کشور وضع مطلوب ایجاد نمی شود در حالیکه اسناد لازم بالادستی را داریم.او ابراز داشت: اگر نهادهای علمی به یکدیگر درست تفهیم کنند که هیچ بخشی از نهاد کلان علم نیامده مساله نهاد دیگر را با روش خود حل کند بلکه آن مساله با اضلاع دیگری هم مرتبط است و لذا اگر این را در کشور نهادینه کنیم، می توان امیدوار به تحقق وحدت حوزه و دانشگاه بود.عماد تاکید کرد: ضعف در مدیریت همگرای نهاد علم ملی با مشارکت همه دست اندرکاران مشکل ماست که اگر این اتفاق بیفتد ما باید امروز تولید دانش دینی را روزآمد و کارآمد کنیم و حوزه علوم تجربی هم به گونه ای به مساله پاسخ بگوید که همه حوزه های دیگر را توجه کند.او با طرح این سئوال که الآن نهاد سیاستگذار کلان علم کجاست؟ گفت: امروز مانع اصلی وحدت حوزه و دانشگاه فقدان وحدت ملی است به معنای همکاری حداکثری ممکن با فهم مشترک و راهبردها و هدف گذاری های مشترک که باید اتفاق بیفتد.معاون پژوهش حوزه های علمیه ایران ادامه داد: امروز ما باید کشف و تصحیح کنیم فرآیند تولید دانش را با مشارکت حداکثری همه نهادها از همه عرصه های علم با همین رویکردها. امروز پیش فرض تولید علم در کشور این است که ما سکولار نمی اندیشیم اگر در دل نظامهای علمی ما افراد و نحله هایی وجود دارد باید راهی بیندیشیم اما کشور در سیاستهای علمی خود به آن رسیده و نقشه جامع علمی کشور همه اینها را در وحدت باهم می بیند.


حجت الاسلام تقی زاده داوری در نشست وحدت حوزه و دانشگاه از نگاهی متفاوت که در دانشگاه مفید برگزار شد، اظهار داشت: در یک مقطع تاریخی که مربوط به عصر قاجار است یک آموزشگاهی به سبک نوین به نام دارالفنون ایجاد شد که روشنفکران آن را سنتی و حوزویان آن را مدرن تلقی می کردند که پیامدهایی به همراه خود داشت.



او ادامه داد: به تدریج عالمان و فارغ التحصیلان دارالفنون به حوزویان می گفتند شما از زمان خود دور هستید و اصلی نمی اندیشید و در زمان که می گذرد احاطه ندارید؛ از سوی دیگر حوزویان می گفتند شما از دینداری و تعهدات دینی عاری هستید که البته این برچسبهای اولیه دوطرف است.دانشیار دانشگاه قم با اشاره به نگرش افراطیون به دانشهای مدرن گفت: نوشته های احمد کسروی و انتقادات او از فارغ التحصیلان حوزه سنتی گویای این حقیقت است البته این دو جریان در عین چالش به تداوم تاریخی خود جدا از هم ادامه دادند و در مقاطعی قبل از انقلاب هم با یکدیگر همکاری داشتند اما این راه مفید فایده نبود.
او ابراز داشت: مرحوم شریعتی که بحث پروتستانتیزم اسلامی و جابجایی نقشها را مطرح کرد، چالش به اوج خود رسید؛ او معتقد بود سازمان دینی اسلام و روحانی شیعه قادر به برآوردن نقشها و کارکردهای خود نیست پس باید این نقشها را به روشنفکران دهد که این مساله سبب چالش شد و این خبر به گوش امام خمینی رسید و مصلحت ایشان این بود که این مساله ای برای بعد از پیروزی انقلاب است چون انقلابیون را تجزیه می کند و اهداف انقلاب را تکه می کند فلذا امام بحث پروتستانزیسم اسلامی را جدی نگرفتند و به بعد از انقلاب موکول کردند تا دکتر مفتح شهید شد و بحث وحدت حوزه و دانشگاه به خوبی در سایه رهنمودهای امام راحل جلو رفت و همکاری هایی را پدید آورد.
تقی زاده با بیان اینکه با این حال آن هماهنگی های لازم بین حوزه سنتی و دانش مدرن به وجود نیامد، تصریح کرد: دانش مدرن، دانش توصیفی است و از واقعیات بحث می کند و سعی می کند رفتاری را علت یابی کند و شرح دهد در حالیکه دانش دینی دانش تفسیری هستند یعنی همه دانش دینی کتاب خدا و سنت رسول است بنابراین این دو نهاد به لحاظ روش با یکدیگر فاصله دارند دوم اینکه در حوزه، این متن مقدس است درحالیکه در دانشگاه مدرن متن مقدسی وجود ندارد.او با بیان اینکه این دو عرصه متفاوت باید یک بار مشترک که حکومتداری است را بلند کنند، گفت: عرصه مدرن دائما می گوید باید تجربه و آزمون و خطا کنم اما حوزه با دو دانش سابقه دار که یکی فلسفه است مواجه است که به عرصه جامعه نپرداخته است پس اگر فیلسوفان بخواهند برای اداره جامعه مشارکت کنند باید حکمت عملی داشته باشند که ندارند.رئیس موسسه شیعه شناسی با بیان اینکه علیرغم تلاش مرحوم امام خمینی(ره) بخش الهیات به روز نیست، بیان داشت: الهیات و فلسفه و علوم تجربی اگر تغییرات لازم را بدهند می توانند این بار را با یکدیگر بردارند در غیر اینصورت نمی توانند چون شرط برداشتن این بار همکاری و هماهنگی با یکدیگر است.او تاکید کرد: برای ارتقای وضعیت حوزه ها و دانشگاهها طرح این مباحث که حوزه ها تا کجا باید تغییرات لازم را در خود ایجاد کند، می تواند در دادن پاسخ نهایی ما تعیین کننده باشد.
تقی زاده داوری بیان کرد: آموزش در دنیای مدرن مبتنی بر نیازهای تعریف شده دهساله و بیست ساله و حذف یا اضافه کردن است در حالیکه در کشور ما طراحی هایی که در علوم پایه و نیز فلسفه و الهیات صورت می گیرد باید در محور اداره مشترک امت اسلامی بیاید.
او ابراز داشت: دانش تجربی به دلیل تجربی بودن زود رشد می کند و جلو می رود و دائما متحول می شود اما در فلسفه چه تعداد بزرگان داریم که به دانش فلسفه اجتماع می پردازند؟دانشیار دانشگاه قم ادامه داد: اگر دانشی برای اداره کشور لازم است و متخصصینی برای اداره کشور باید پرورش یابند به همان تناسب فیلسوفانی هم برای اداره جامعه باید تربیت شوند و لذا فقه و الهیات باید به سمت اداره کشور باید متحول شود.

دکتر محمد فنایی اشکوری بیان کرد: در حوزه وحدت حوزه و دانشگاه دو مفهوم وجود دارد که یکی ارتباط حوزه و دانشگاه و دیگری وحدت این دو نهاد است.او ادامه داد: ارتباط حوزه و دانشگاه به صورت کمرنگ و در قلمروهای محدودی از آغاز وجود داشته است به این صورت که خیلی از چهره های تاثیرگذار در دانشگاه یا حوزوی بودند یا دارای سابقه حوزوی بودند.
دانشیار موسسه امام خمینی با بیان اینکه ارتباط بین حوزه و دانشگاه فراز و نشیب داشته ودر کل ضعیف بوده است؛ گفت: امام خمینی بحث وحدت را مطرح کردند و به ارتباط این دو نهاد قانع نبودند شاید به این دلیل که اساس تشکیل انقلاب اسلامی بدون این آرمان امکان ندارد و نظام را به پارادوکس می رساند.



او با بیان اینکه این وحدت مسبوق به سابقه نیست و درغرب هم دیده نمی شود، ابراز داشت: نمونه هایی از ارتباط بین کلیسا و دانشگاه در غرب دیده می شود و در برخی جاها، کلیسا خود مبادرت به تاسیس دانشگاه کرده است اما دانشگاه به معنای وسیع خود بیگانه از کلیسا است و در تقابل با آن وجود دارد. 
فنایی اشکوری با تاکید بر اینکه موفقیت نظام اسلامی بدون وحدت حوزه و دانشگاه یک پارادوکس است؛ عنوان کرد: این وحدت علیرغم شعارهایی که داده شده، محقق نشده است. وحدت دست کم عناصری دارد که یکی از این عناصر در بینش است یعنی وحدت در ارزشها،  بنیانها و باورهاست، این به معنای یکسان اندیشی در همه امور نیست چون امکان ندارد که همه یک نوع فکر کنند بلکه هردو نهاد باید در ارزشها اشتراک داشته باشند.او ادامه داد: لازمه وحدت این است که نظام تعلیم و تربیت مشترکی در هردو نهاد حاکم باشد؛ دیگرآنکه، نگاه ما به این علوم باید اسلامی و دینی باشد که دارای دو ضلع اسلامی سازی علوم و امروزی کردن علوم دینی است البته منظور از دینی کردن علوم امروزی این نیست که علوم امروزی را از متون دینی استخراج کنیم بلکه علوم امروزی با دین در تعارض نباشد و هماهنگ باشد.این مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به آیات متعددی از قرآن کریم گفت: قرآن روش مطالعه تجربی، درون نگرانه و روش عقلی تفکر فلسفی را قبول دارد و آن را توصیه می کند منتها در کنار این باید گفت انسان موجود تک ساحتی نیست که در مطالعه تجربی خلاصه  شود بلکه هم قوه درک و شعور داریم و هم حقیقت ماده را داریم لذا همه هستی عرصه مطالعه است.او ادامه داد: ما اگر به توصیه قران عمل کرده و با همه روشهای معرفت نه انحصارگرایی و اخبارگرایی به مطالعه بپردازیم، خواهیم دید که ما را به رستگاری می رساند.  فنایی اشکوری با بیان اینکه مقصود از اسلامی سازی، نگاه دینی به علم است، گفت: باید علم امروزی را در چارچوب تفکر دینی قرار داده و از سوی دیگر علوم دینی را با اجتهاد عصری به روز کنیم تا حوزه و دانشگاه به زبان مشترکی رسیده و به سوی آرمان مشترک که طراحی و مدیریت نظام اسلامی است، حرکت کنند.












بازگشت           چاپ چاپ